السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
36
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
مشغول گردد و هنگام ستايش نه بر چهرهء ثنا و حمد او نمودار شناخت هيبت جلال و عظمت ما نقش بسته باشد ، و نه خوارى بندگى در برابر اقبال و توجّه ما به او ، و نه در اثر تعظيم در برابر شكوه تسلّطمان خضوع نموده ، و نه آثار خوف و هراس به خاطر پى بردن به تقصير در برابر حقوق نيكوكارى ما به او در ستايش او نمايان گردد ؛ وظيفه چنين بندهء بيمارى آن است كه به جاى ستايش از خداوندگار مهربان و بردبار و كريم طلب عفو نمايد ؛ در غير اين صورت ، اوقات خود را كه مىتوانست به طهارت قلب و زبان و ديگر اعضايش بپردازد ، ضايع نموده ، و به جاى احسان و ثناى ما به ثناى خود مشغول گشته ، و هم اكنون نيز فرصت مجدّد خويش را با كوتاهى و آرزوهاى بيهوده و عدم اصلاح اشتباهش تضييع مىكند ، و اگر بر اين حال باقى بماند ، از خطر هلاكت و گمراهى ايمن نخواهد بود . » نيز گواهى مىدهم كه معبودى جز خدا نيست ، گواهى دادنى كه از جود او سرچشمه گرفته و به اين بندهاش عنايت شده ، و خداوند او را بر تمام بندگانى كه او را نشناختهاند ، برترى داده است . نيز گواهى مىدهم كه جدّم حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستادهء خدا ، گرامىترين شخصيّت از خواصّ درگاه الهى ، و برترين عارفى است كه خداوند - جلّ جلاله - خلعت برگزيدگى را به تن او نمود . برترين درودهاى خداوند بر او و خاندانش باد ، درودهايى كه آن بزرگوار و خاندان او را به اوج كاملترين كمالات انسانى نايل گرداند ! و همچنين گواهى مىدهم كه خداوند - جلّ جلاله - با دليلهاى عقلى و نقلى ، عذرى براى مردم نگذاشته ، و پيشوايان و گواهانى را به بندگانش عنايت فرموده است . راهبرانى كه خداوند به وجودشان حجّت را بر همهء اهل مغرب و مشرق عالم تمام كرده ، و علومى را كه مكلّفين بدان نياز دارند در ايشان به وديعه گذاشته ، و به رحمت و جود خود ، پرده از روى نشانههاى درخشان و راهنمايان روشنگر بر كنار زده كه كسانى را كه به پيشوايى آنان اعتقاد دارند به سوى خدا رهنمون مىگردند . هم آنان كه گوهر وجود و جايگاهشان با ديگران مقايسه نمىشود ، و نور